نجوم
خرسهای آبی مخلوقات ریز میكروسكوپی هستند كه به نام Tradigrades هم شناخته میشوند. این موجودات با بدنی كوتاه جزو بیمهرگان بوده و قرار است با دیگر اشكال حیات به قمر مریخی فوبوس فرستاده شوند. این آزمایش به این منظور انجام میشود تا محققان بدانند آیا ارگانیسمهایی از این قبیل میتوانند مدتی طولانی خارج از فضای منظومه شمسی زنده بمانند یا خیر. این ماموریت كه آزمایش مهاجرت بینسیارهای حیات نام گرفته است، قرار بود در ماه اكتبر ۲۰۰۹ انجام شود، اما به دلایل فنی و امنیتی به تاخیر افتاد. دانشمندان امیدوارند بتوانند نمونههایی از موجودات زنده را با استفاده از فضاپیمای روسی Grunt Phobos در سال ۲۰۱۱ و زمانی كه مدارهای زمین و مریخ اجازه این پرواز را بدهد، به فضا پرتاب كنند. این آزمایش توسط جامعه نجوم انجام میشود.این موسسه اكنون دارای ۱۲۵ كشور عضو است. قرار است دانشمندان ۱۰نوع ارگانیسم و از هر كدام ۳ نمونه را كه جمعا ۳۰ ارگانیسم هستند، طی ماموریتی ۳ ساله به بزرگترین قمر مریخ در فضا بفرستند. این ارگانیسمها از هر سه قلمرو حیات یعنی باكتریها، یوكاریوتها و آغازیان همراه با بعضی نمونههای خاكی محلی است. به گفته پژوهشگران، این آزمایش قسمتی از تئوری Transpermia را بررسی خواهد كرد. بویژه توانایی جابهجایی حیات بین ۲سیاره را بررسی میكند. در آزمایشی كه پیش از این در سال ۲۰۰۷ انجام شد، خرسهای آبی با فضاپیما پرواز كرده و سختیهایی همچون تشعشع و خلا را پشت سر گذاشته بودند. سال ۲۰۱۱ این اشكال حیات در بستهای به شكل گوی كه BioModule نام دارد و وزن آن ۱۰۰ گرم است، بستهبندی میشوند، این بسته مانند شهاب سنگی است كه حامل اشكال نخستین حیات بین ۲ سیاره خواهد بود. پس از یك سفر ۱۰ ماهه به فوبوس، این گونهها تحت فشار g ۰۰۰۴ سطح ماه قرار خواهند گرفت و چند هفته را به این شكل در داخل بسته سپری میكنند. سپس با یك فضا پیما در قزاقستان به زمین خواهند نشست. پژوهشگران پس از باز كردن بسته بررسی میكنند كه چه موجوداتی هنوز زندهاند. چنانچه بعضی ارگانیسمها در برگشت از این سفر زنده باشند، میتوان نتیجه گرفت براستی برخی اشكال حیات نمیتوانند در یك سفر بینسیارهای طولانی مدت زنده بمانند. این آزمایش میتواند بیشترین زمانی را كه نمونههای زیستی (میكروبی) در خارج از منظومه شمسی سپری میكنند، نشان دهد. به منظور آمادهسازی جهت پرتاب آتی، پژوهشگران باید چند چالش جدی را پشت سر بگذارند و شرایطی را كه بسته زیستی قرار است در این سفر پشت سر گذارد، در محیط زمین شبیهسازی كنند. منبع : روزنامه شرق كشف دهمين سياره منظومه شمسي دانشمندان آژانس فضايي آمريكا، ناسا، تاييد كرده اند كه دورافتاده ترين جرم در منظومه شمسي را كشف كرده اند. اين شي به كمك تلسكوپ فضايي اسپيتزر، كه اخيراً به فضا پرتاب شد و اجرام بسيار سرد را در طيف نوري مادون قرمز رديابي مي كند كشف شد. اين سيارك، كه دانشمندان آن را «سدنا» (الهه درياها در فرهنگ اسكيمو) ناميده اند، در مداري وراي دورافتاده ترين سياره شناخته شده منظومه شمسي، پلوتون، به دور خورشيد مي گردد. از زمان كشف پلوتون در سال ۱۹۳۰ تاكنون شي اي به اين عظمت در مدار خورشيد كشف نشده بود. برخي منجمان معتقدند كه سدنا ممكن است از پلوتون بزرگ تر باشد و آن را دهمين سياره منظومه شمسي ناميده اند. در سال هاي اخير اجرام متعددي از جنس سنگ و يخ، مشابه سدنا، در كرانه هاي دورافتاده منظومه شمسي كشف شده است، اما اندازه سدنا به آن موقعيتي ويژه مي بخشد. با توجه به اين كه قطر سدنا تقريباً دو هزار كيلومتر است، اكثر ستاره شناسان آن را يك سيارك مي دانند. سدنا آنقدر بزرگ نيست كه يك سياره تلقي شود. پلوتون نيز از جمله اجرامي است كه طبقه بندي آن ميان دانشمندان اختلاف انداخته است. برخي آن را سياره و سايرين سيارك مي دانند. «سدنا» (Sedna) از پلوتون سه بار دورتر است و تصور مي شود سردترين جرم منظومه شمسي باشد به طوري كه درجه حرارت آن هرگز از منهاي ۲۴۰ درجه سلسيوس تجاوز نمي كند. سدنا ده هزار و پانصد سال يك بار گردش در مدار خود را تكميل مي كند. هدف آینده شغلی ، بازار کار ، درآمد تواناییهای مورد نیاز و قابل توصیه وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر رشتههای مشابه و نزدیک به این رشته وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر به زودی کلاس نجوم وکیهان شناسی درپژوهش سرای دانش آموزی شهرستان سقز شروع می شود جهت ثبت نام مراجعه نمایند . نظریه ی ذرات نوسان کننده این مقاله تحلیلی است بر نظریه ی ریسمان همراه با چند فرمول برای درک بهتر موضوع که برای دریافت نظرات شما خوانندگان منتشر می شود 1 2 توضیح: طول و زمان پلانک از رابطه ی زیر به دست می آید نویسنده : امين محمود نژاد بار -رنگ یا سی. پی. اچ. اسپین دار بار - رنگ و مغناطيس-رنگ اجازه دهيد يک نگاه جديد به رفتار الکترومغناطيسي در ميدان گرانشي بيندازيم، اين نگرش مي تواند در حل اين معما که فوتون از چه ذراتي تشکيل شده، مفيد واقع گردد. همچنانکه مي دانيم يک موج الکترومغناطيسي از دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي عمود بر هم تشکيل شده است که با سرعت خطي برابر با سرعت نور حرکت مي کنند. شکل زير با توجه به توصيف امواج الکترومغناطيسي و نظريه هيگز و ترکيب اين دو نظريه به نتيجه بسيار جالبي خواهيم رسيد. در اينجا دو ميدان داريم، يکي ميدان الکتريکي و ديگري ميدان مغناطيسي که با توجه يه نظريه هيگز، اين ميدانها توسط ذرات هيگز ايجاد مي شوند. اما در اينجا ميدانها متفاوتند، يکي ميدان ابکتريکي که توسط ذراتي ايجاد مي شوند که از خود، خواص الکتريکي بروز مي دهند و با سرعت خطي برابر سرعت نور منتقل مي شوند. اما علاوه بر سرعت خطي که در موج الکترومغناطيسي دارد، روي محور عمود بر آن نيز داراي حرکت است. لذا مجموع مسيري که اين ذرات در واحد زمان طي مي کند، بيشتر از سرعت نور است در اينجا سه نکته کاملاً مشهود و قابل تعمق است 1 ? اين ذرات خواص الکتريکي دارند. چون به اندازه بار الکتريکي پايه (بار الکتريکي الکترون يا پروتون) نيستند، لذا آنها را بار ? رنگ مي ناميم. بطور مشابه در مورد ميدان مغناطيسي و ذرات تشکيل دهنده ي آن ميتوان چنين تعبيري داشت که ميدان مغناطيسي اطراف فوتون از مغناطيس ? رنگ تشکيل شده است 2 ? حرکت اين ذرات را مي توان شامل سه نوع حرکت دانست، يکي سرعت خطي که برابر سرعت انتقال موج الکترومغناطيسي (برابر سرعت نور)، دوم سرعتي که در ميدان دارند (در شکل بالا مشخص شده است) و سوم اسپين اين ذرات. لذا مجموع مقادير سرعتها برابر مقدار سرعت اين ذرات است که آن را با Vc نشان مي دهيم. بطور وضوح مشخص است که Vc > c که در آن Vc, c بترتيب مقدار سرعت نور و مقدار سرعت بار ? رنگ و مغناطيس ? رنگ هستند 3 ? ميدان گرانشي از ذراتي (گراويتون) تشکيل مي شود که داراي خواص - بار رنگي و مغناطيس ? رنگي مي باشند. زيرا همچنانکه در فصل قبل مشاهده شد، هنگاميکه فوتون در ميدان گرانشي در حال سقوط است، انرژي و در نتيجه شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد (جابجايي بسمت آبي)، لذا ورود گراويتونها (بار ? رنگ و مغناطيس ? رنگ) به ساختمان فوتون موجب افزايش انرژي آن مي شود با توجه به اين اطلاعات به تعريف سي. پي. اچ. پرداخته و اصل سي. پي. اچ. را بيان مي کنيم. لازم به ذکر است که براي سي. پي. اچ. از کلمه ي ذره استفاده شده است، منظور از ذره همان نقطه ي مادي نيست و در فارسي کلمه اي که گوياي مفهوم سي. پي. اچ. باشد نديدم. بهمين دليل از لغت ذره استفاده شد. همچنين توجه شود که در مورد شکل آن نيز هيچ نظر خاصي وجود ندارد. لذا هر کس بنا بر برداشت و سليقه ي خود مي تواند براي آن شکل مورد نظر خويش را تجسم کند CPH تعريف فرض کنيم يک ذره با جرم ثابتm وجود دارد که نسبت به هر دستگاه لختي با مقدار سرعت ثابت Vc حرکت مي کند. و Vc>c c, is speed of light بنابراين سي. پي. اچ. داراي اندازه حرکت خطي برابر mVc مي باشد. شکل زير CPH اصل پي. اچ. يک ذره بنيادي با جرم ثابت است که با مقدار سرعت ثابت حرکت مي کند. اين ذره داري لختي دوراني است. در هر واکنش بين اين ذره با ساير ذرات يا نيروها در مقدار سرعت آن تغييري داده نمي شود، بطوريکه gradVc=0 in all inertial frames and any space توجه: هنگاميکه نيروي خارجي بر آن اعمال شود، قسمتي از سرعت انتقالي آن به سرعت دوراني (يا بالعکس ) تبديل مي شود، بطوريکه در مقدار Vc تغييري داده نمي شود. يعني اندازه حرکت خطي آن به اندازه حرکت دوراني و بالعکس تبديل مي شود. بنابراين مجموع انرژي انتقالي و انرژي دوراني آن نيز همواره ثابت است. تنها انرژي انتقالي آن به انرژي دوراني و بالعکس تبديل مي شود هنگاميکه سي. پي. اچ. داراي حرکت دوراني حول محوري که از مرکز جرم آن مي گذرد است، يعني زمانيکه سي. پي. اچ. داراي Spin است،آن را گراويتون مي ناميم When CPH has Spin, It calls Graviton تشريح هنگاميکه يک سي. پي. اچ. وجود سي. پي. اچ. ديگري را احساس مي کند. داراي اسپين مي شوند که گراويتون ناميده مي شود. علت ايجاد اسپين در اصل موضوع سي. پي. اچ. نهفته است که بايد با مقدار سرعت ثابت Vc حرکت کند بطوريکه gradVc=0 in all inertial frames and any space بنابراين هر مقدار که از سرعت آن روي يک محور مختصات کاسته مي شود، به همان ميزان بر مقدار سرعت روي دو محور ديگر افزوده مي شود. يعني بعبارت ديگر مجموع مقدار شتاب هاي سي. پي. اچ. روي سه محور مختصات برابر با صفر است. حال دو سي. پي. اچ. را در نظر بگيريد که متوجه بار- رنگي و مغناطيس ? رنگي يکديگر شده اند. شکل زير شکل بالا نشان مي دهد که دو گراويتون با جرم m و اندازه حرکت P =mVc ، درفاصله r تحت تاثير بار ? رنگي و مغناطيس رنگي يکديگر قرار گرفته، با هم ترکيب مي شوند، اما چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حرکت انتقالي آنها به حرکت دوراني Spin تبديل مي شود. فاصله ي بين آنها تا جايي مي تواند کاهش يابد که باهم برخورد نکنند. در صورت برخورد به دليل اسپيني که دارند، از يکديگر دور مي شوند. لذا تراکم (چگالي) آنها تا زماني مي تواند افزايش يابد که به حالت تماس نرسند. در صورت تماس طي برخوردي شديد يکديگر را مي رانند و به اطراف پراکنده مي شوند يکبار ديگر جابجايي بسمت آبي را به خاطر آوريد که طي آن يک فوتون در حال سقوط در ميدان گرانشي است. (اثر مسبوئر و آزمايش پوند ? ربکا). فوتوني با انرژي به اندازه y سقوط مي کند و انرژي آن به اندازه ي mgy افزايش مي يابد و به مقدار مي رسد انرژي و جرم فوتون افزايش ميابد. شکل زير حرکت يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي را نشان مي دهد که با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فرکانس و شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي يابد بنابراين يک فوتون از تعدادي گراويتون تشکيل مي شود که داراي اسپين هستند. شکل زير همچنين فوتون داراي اسپين است. بنابراين هنگاميکه فوتون با سرعت نور حرکت مي کند، گرايتون هايي که فوتون را تشکيل داده اند داراي حرکتهاي زير مي باشند: حرکت انتقالي برابر سرعت نور، زيرا فوتون با سرعت نور منتقل مي شود و اجزاي تشکيل دهنده آن نيز الزاماً با همين سرعت منتقل مي شوند. حرکت دوراني (اسپين)، زيرا طبق اصل سي. پي. اچ. مقدار سرعت سي. پي. اچ. بيشتر از سرعت نور است و هنگاميه سي. پي. اچ. ها با يکديگر ادغام مي شوند و ساير ذرات را تشکيل مي دهند، مقداري از سرعت انتقالي آنها به اسپين تبديل مي شود. و حرکت ناشي از اسپين فوتون، زيرا گراويتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حرکت اسپيني فوتون سهم مي برند زير کوانتوم انرژي، جرم و نيرو در فرآيند بالا نشان داده شد که چگونه گراويتونها وارد ساختمان فوتون شده و انرژي آنرا افزايش مي دهند. از طرفي ديگر مي دانيم که گراويتونها حامل نيروي گرانشي هستند. لذا بسادگي مشاهده مي شود که نيرو قابل تبديل به انرژي است. گراويتونهايي که به اين ترتيب تبديل به انرژي مي شوند. در يک ميدان گرانشي، هنگاميکه فوتون بسمت آبي جابجا مي شود، گراويتون ها تبديل به انرژي مي شوند و زمانيکه فوتون بسمت قرمز جابجا مي شود، انرژي فوتون به گراويتون تبديل مي شود و و سرانجام با تباه شدن انرژي ، ماده و پادماده پديد مي آيد. شکل زير در حقيقت سي. پي. اچ. يک زير کوانتوم هستي در طبيعت است که همه ي ذرات از آن ساخته شده اند CPH is Sub Quantum of existence in Nature اين زير کوانتوم داراي جرم است، پس جلوه ي ماده است، داراي اندازه حرکت است که بيان کننده ي انرژي است. همچنين داراي خواص بار-رنگي و مغناطيس ? رنگي است. يک کوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشکيل مي شود و امواج الکترومغناطيسي ظاهر مي شوند. بدين ترتيب مشخص است که چرا نمي توان فوتون را در حالت سکون مشاهده کرد، زير يک فوتون در شرايط سرعت نور و از تعدادي ذرات زير فوتون (بار-رنگها و مغناطيس-رنگها) توليد مي شود که خود اين ذرات زير فوتوني با مقدار سرعتي بيشتر از سرعت نور حرکت مي کنند بار-رنگ و مغناطيس رنگ در امواج الکترومغناطيس معادلات فرض کنيم دو سي. پي. اچ. نسبت به يک دستگاه لخت با سرعت خطي Vc حرکت مي کنند که به دليل خواص بار-رنگي و مغناطيس - رنگي با يکديگر ترکيب شده و فوتون توليد مي شود. چون gradVc=0 داراي اسپين خواهند شد و مي توان نوشت gradVc=0 => axi+ayj+azk=0 يعني مجموع شتاب ها روي سه محور برابر صفر است فرض کنيم که سي پي. اچ. ( در پرتو الکترومغناطيسي) روي محور xحرکت انتقالي برابر با سرعت امواج الکترومغناطيسي(سرعت نور) دارد. شکل زير اما اشاره کوتاهي در مورد اصطلاح سي. پي. اچ. را لازم مي دانم. اميدوارم مفيد واقع شود. بنابراين مقدار سرعت آن تنها روي محور هاي y, z تغيير مي کند و شتاب روي محور x صفر است، يعني ax=0 تنها روي دو محور ديگر شتاب خواهد داشت بطوريکه: ayj+azk=0 هنگاميکه ay=0 => az is maximum. And ay is maximum when az=0 فرض کنيم يک بار- رنگ در ساختمان فوتون همراه با يک پرتو الکترومغناطيسي روي محور y در حرکت است. اين بار-رنگ تحت تاثير ميدان مغناطيسي موجود (مغناطيس-رنگها) دائماً در حال شتاب روي اين محور است. بهمين دليل اسپين بار-رنگها دائماً در حال تغيير است و اين تغييرات از مقدار سرعت آنها روي همين محور تامين و تبديل مي شود. با افزايش اسپين، از مقدار سرعت روي محور y کاهش مي يابد و با کاهش اسپين بر مقدار سرعت روي همين محور افزوده مي شود و در صورتي که شدت ميدان گرانشي ثابت باشد، مانند فضاي بين ستارگان، سرعت نور ثابت خواهد ماند. بهمين دليل مشاهده مي کنيم که همانطور که نسبيت خاص تصريح کرده، مقدار سرعت نور در فضاي تهي نسبت به همه ي دستگاه هاي لخت ثابت و برابر c است به همين ترتيب حرکت و اسپين مغناطيس ? رنگها روي محور Z قابل توجيه است. توجه شود که اين تغييرات در در مورد بار ? رنگها و مغناطيس ? رنگها هماهنگ هستند. اگر به شکل انتشار امواج الکترومغناطيسي توجه فرماييد، مشاهده خواهيد کرد که هم زمان دامنه ي ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي ماکزيمم و صفر مي شوند حال مي توان معادله حرکت بار ? رنگ را نوشت. با توجه به شکل بالا، سي. پي. اچ. ي که بصورت بار رنگ ظاهر شده حرکتي متناوب دارد که معادله ي حرکت آن را مي توان بصورت زير نوشت Ec=EcmCosw(t-x/c) که در آن Ec مقدار بار-رنگ است و Ecm مقدار مازيمم بار-رنگ است براي سي. پي. اچ. ديگر که بصورت مغناطيس-رنگ ظاهر مي شود مي توان نوشت: Bc=BcmCosw(t-x/c) که در آن Bc مقدار مغناطيس-رنگ است و Bcm مقدار ماکزيمم مغناطيس رنگ است. فرض کنيم يک فوتون شامل n بار ? رنگ و mمغناطيس ? رنگ است که معادله ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن بصورت زير خواهد شد E=nEcmCosw(t-x/c) B=mBcmCosw(t-x/c) هنگاميکه يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي است، تعداد بار ? رنگها و مغناطيس ? رنگهاي آن افزايش مي يابد و در نتيجه جابجايي بسمت آبي خواهيم داشت. و هنگام صعود فوتون در ميدان گرانشي، از تعداد آنها کاسته مي شود و شاهد جابجايي بسمت قرمز خواهيم ذره ي باردار چگونه امواج الکترومغناطيسي منتشر مي کند؟ از موارد مهم الکتروديناميک تشعشعات الکترومغناطيسي توسط يک بار شتاب دار است. در نظريه الکترومغناطيس کلاسيک چنين پيشگويي شده که هرگاه يک ذره ي باردار شتاب بگيرد، تشعشعات الکترومغناطيسي تابش مي کند. اين موضوع تا زماني که دانش فيزيکدانان در مورد ساختمان اتم اندک بود، با اشکالي مواجه نمي شد. اما بعد از آزمايش راترفورد مشخص شد که اتم از يک هسته نسبتاً سنگين تشکيل شده است و فاصله بين الکترونها و هسته نسبت به اندازه اتم خيلي زياد است. در واقع قسمت عمده اي از ساختمان اتم، فضاي خالي است بور با در نظر گرفتن اين موضوع مدل اتمي خود را ارائه کرد. طبق مدل اتمي بور، اتم از يک هسته نسبتاً سنگين تشکيل شده است و الکترونها در مدارات ثابتي به دور آن در حال چرخش هستند. اين مدل نشان مي داد که الکترونها در ساختمان اتم داراي شتاب هستند و طبق نظريه الکترومغناطيس مي بايست انرژي تابش کند. پس مي بايست بتدريج انرزِي از دست بدهند و سرانجام در هسته سقوط کنند اين مدل با نظريه ي الکترومغناطيس کلاسيک سازگار نبود. زيرا الکترونها ضمن آنکه به دور هسته مي چرخند (داراي شتاب هستند) اما انرژي از دست نمي دهند و در هسته سقوط نمي کنند. بور براي دوري از اين مشکل فرض کرد اتم هيدروژن مانند نوسان کننده هاي پلانک، در حالت هاي ثابت و معيني وجود دارد. که در آنها تابشي از خود گسيل نمي کنند. وقتي تابش گسيل مي شود که الکترون از يک حالت پايه به حالت ديگري با انرژي کمتر انتقال يابد بطوريكه که در آن انرژي فوتون گسيل شده برابر است با هرچند مدل اتمي بور داراي نارسايي هايي است، اما مفهوم کوانتيزه بودن را در قالب فيزيک کلاسيک با بيان رياضي ساده اي نشان داد پيش از ادامه بحث لازم به يادآوري است که الگوي مکانيک موجي جايگزين مدل اتمي بور شد، اما کاملاً پذيرفته شده است که الکترونها در مدار ثابت انرژي تابش نمي کنند. هنگاميکه الکترون انرژي کسب مي کند به مدار بالاتر صعود مي کند و هنگام بازگشت به مدار پائينتر، انرژي از دست مي دهد. الکترومغناطيس کلاسيک پيش بيني مي کند که وقتي بار الکتريکي شتاب داشته باشد، انرژي تابشي از خود گسيل مي کند. بهمين دليل است که آنتن يک فرستنده راديويي که در آن الکترونها به عقب و جلو رانده مي شوند، امواج الکترومغناطيسي تابش مي کنند. شکل زير الکترونهاي متحرک در اثر تابش مقداري انرژي از دست مي دهند که در آنتن راديو بوسيله يک نوسان کننده جبران مي شود حال بايد ديد اين پديده را چگونه مي توان با نظريه سي. پي. اچ. توضيح داد. در حاليکه در مکانيک کوانتوم اين پديده به عنوان يک فرض پذيرفته شده است و هيچگونه تحليلي براي آن وجود ندارد. اما اجازه بدهيد اين پديده (گسيل تابش توسط بار شتاب دار) را در حالت کلي مورد توجه قرار دهيم. آيا اين پديده حالت کلي و عمومي دارد که هرگاه يک ذره باردار شتاب بگيرد تشعشعات الکترومغناطيسي تابش مي کند يا در موارد خاصي چنين است و اصولاً چرا هنگام شتاب انرژي تابش مي کند؟ مي دانيم هرگاه جسمي در ميدان گرانشي سقوط (يا صعود) کند شتاب مي گيرد. سئوال اين است که اگر يک ذره ي باردار در ميدان گرانشي سقوط کند، انرژي تابش مي کند؟ جواب نسبيت به اين سئوال مثبت است. اما هنوز يک توافق کلي و تجربي در اين مورد وجود ندارد. در هر صورت طبق نسبيت هرگاه يک ذره ي باردار در ميدان گرانشي شتاب بگيرد، انرژي تابش مي کند. اما چون گرانش نيروي بسيار ضعيفي است، هنوز بطور تجربي نتوانسته اند گسيل انرژي توسط يک ذره ي باردار را در ميدان گرانشي بطور آزمايشي ثابت کنند. معمولاً اثبات آن را به دستگاه هاي مقايسه اي و از ديد ناظر مورد بحث قرار مي دهند تشعشع و سي. پي. اچ در نظريه سي. پي. اچ. نيرو و انرژي قابل تبديل به يکديگر هستند، يعني نيرو به انرژي تبديل مي شود و انرژي نيز به نيرو تبديل مي گردد. هرگاه نيرو به جسمي وارد شود و روي آن کار مثبت انجام دهد، نيرو به انرژي تبديل مي شود. اما اگر کار انجام شده منفي باشد، انرژي به نيرو تبديل مي شود، يعني با توجه به رابطه اگر کار مثبت باشد، انرژي جسم (يا ذره ) افزايش مي يابد که در اين صورت نيرو به انرژي تبديل مي شود. اگر کار انجام شده روي جسم منفي باشد، يعني جسم انرژي از دست بدهد، انرژي به نيرو تبديل مي شود. آگر کار انجام شده برابر با صفر باشد، هيچ تغييري در انرژي جسم ايجاد نمي شود بنابراين هنگاميکه الکترون در ساختمان اتم روي مدار خاصي به دور هسته مي گردد، هرچند داراي شتاب است اما کار انجام شده روي آن صفر است. و تغييري در انرژي آن ايجاد نمي شود. اما هنگاميکه الکترون شتاب بگيرد، بطوريکه کار انجام شده روي آن صفر نباشد ، امواج الکترومغناطيسي تابش مي کند. يعني تابش امواج الکترومغناطيسي توسط ذره ي باردار تابع کاري است که روي آن انجام مي شود. در اين بحث هنوز دو نکته مشخص نشده است، يکي اينکه اصولاً چگونه تابش امواج الکترومغناطيسي توسط ذره ي باردار شتاب دار قابل توضيح است؟ و ديگر اينکه چرا هنوز تابش ذره ي باردار در ميدان گرانشي (آنچنان که نسبيت پيش گويي کرده) با تجربه ثابت نشده است؟ طبق نظريه ي سي. پي. اچ. هرگاه يک ذره ي باردار حرکت کند، گرانش در مقابل اين حرکت مقاومت مي کند و مقامت گرانش با حرکت ذره ي باردار به صورت نيروي مغناطيسي ظاهر مي شود. اما اگر ذره ي باردار علاوه بر سرعت، شتاب نيز داشته باشد بطوريکه کار انجام شده روي آن مخالف صفر باشد، امواج الکترومغناطيسي تابش مي کند. در ساختمان اتم جون کار انجام شده روي الکترون صفر است ، لذا انرژي تابش نمي کند بطور کلي مي توان براي يک ذره ي شتاب دار چنين گفت W(on electron or proton)=E W=0 => E=0 بنابراين تابش امواج الکترومغناطيسي يک بار شتاب دار تابع مقدار کاري است که روي آن انجام مي شود در مورد سقوط يک ذره ي باردار در ميدان گرانشي بايد به جرم ناچيز ذره توجه کرد که با توجه به رابطه ي W=F.d=mgh کاري که نيروي گرانش روي ذره ي باردار انجام مي دهد بسيار ناچيز است و اندازه گيري آن به ابزار بسيار دقيقي نياز دارد. در اينجا لازم به يادآوري است که امواج الکترومغناطيسي داراي طيف بسيار گسترده اي است و يک ذره که در ميدان گرانشي سقوط مي کند، مي تواند امواج الکترومغناطيسي با طول موج بسيار بلند توليد کند که آشکار سازي آن عهده ي فناوري حاضر خارج است گرانش در نظريه سي. پي. اچ در نظريه سي. پي. اچ. گرانش يک جريان است. اين جريان دائمي بين تمام ذرات و اجسام وجود دارد. به عنوان مثال به زمين و ماه توجه کنيد. زمين داراي ميدان گرانش است. يک ميدان گرانشي از تعداد متنابهي سي. پي. اچ. (گراويتون) تشکيل شده است. پس ميدان گرانشي زمين نيز تعداد بيشماري سي. پي. اچ تشکيل شده است در اطراف زمين در حرکت هستند. نگاهي به زمين و ماه بيندازيد. در اينجا دو ميدان وجود دارد، يکي ميدان گرانشي زمين و ديگري ميدان گرانشي ماه. هنگاميکه يک گراويتون به زمين مي رسد، گراويتون ديگري زمين را ترک مي کند به دليل اينکه گراويتون يک زير کوانتوم با خواص بار ? رنگي يا مغناطيس ? رنگي است، هنگام ترک زمين، آنرا به دنبال خود مي کشد. به عنوان مثال فرض کنيم يک بار ? رنگ (گراويتون) از ماه به زمين براسد و به يک اتم زمين وارد شود و وارد الکترون شود. تعادل الکتريکي الکترون بهم مي خورد و الکترون مذکور با ارسال بار- رنگ مشابهي (گراويتون ديگري) مقدار بار الکتريکي خود را ثابت نگاه مي دارد. بار-رنگ ورودي و خروجي از نظر علامت يکسان هستند تا بار الکتريکي الکترون ثابت بماند. هنگاميکه بار ? رنگ ورودي وارد ساختمان اتم مي شود، با توجه به علامت آن (منفي يا مثبت) بطرف الکترون يا پروتون تغيير مسير مي دهد و جذب آنها مي شود. فرض کنيم بار ? رنگ ورودي منفي است که جذب پروتون مي شود. با ورود بار-رنگ منفي به ساختمان پروتون، تعادل بار پروتون بهم مي خورد. پروتون مزبور براي حفظ مقدار بار الکتريکي که موجوديت و خواص پروتون مربوط به آن است، بار ? رنگ مزبور را باز پس مي فرستد و بار ? رنگ با سرعتي بالاتر از سرعت نور، پروتون را ترک مي کند. اما به دليل بار ? رنگي منفي که دارد، پروتون را به دنبال خود مي کشد. پروتون مزبور در کنش با ساير ذرات، آنها را به دنبال خود مي کشد. دقيقاً نظير گلوئون ها(گلوئون به معني چسب است) که موجب کشيده شدن کوارکها بطرف يکديگر مي شود. با توجه به اينکه پروتونها خود نيز از کوارکها با بار الکتريکي کسري ساخته شده اند، در واقع بار ? رنگ هاي ورودي (گراويتونها) با کوارکها کنش خواهند داشت. در مورد الکترون نيز بحث مشابهي مي توان ارائه داد فضا-زمان چگونه انرژي توليد مي کند؟ يک کوانتوم انرژي از تعداد زيادي سي. پي. اچ. تشکيل مي شود. سي. پي. اچ. ها روي يکديگر کار انجام مي دهند(با تغيير اسپين يکديگر) و با ترکيب آنها کوانتومهاي انرژي توليد مي شود. البته اين رويداد هنگامي رخ مي دهد که چگالي گرانش در فضا به حد کافي باشد با توجه به اندازه ي فوتون گاما مي توان چگالي سي. پي. اچ. را در ساختمان فوتون به دست آورد. قطر يک الکترون تقريباً بربر 18- 10 متر است. يک فوتون گاما در توليد زوج، يک الکترون و يک پوزيترون توليد مي کند. فرض کنيم حجم يک فوتون گاما تقريباً دو برابر حجم الکترون باشد. حال فرض کنيم چگالي سي. پي. اچ. در ساختمان فوتون به صورت زير باشد De(cph)=n per m3 اما مي دانيم که فضا از گراويتون انباشته است. هنگامي که چگالي آنها به مقدار بالا برسد، کوانتومهاي انرژي پيديد مي آيند. بنابراين انتگرال روي فضا از چگالي صفر تا چگالي فوتون، توليد انرژي الکترومغناطيسي توسط فضا-زمان ( گرانش) است Integration of gravitons is a projection to production electromagnetic energy جنين فرايندي در فضايي رخ مي دهد که چکالي گراويتونها به اندازه ي لازم براي توليد انرژي باشد. چنين رويدادي در اطراف سياه چاله ها انري عادي است در چنين فضايي با چگالي گراويتون بالا، داراي فرايند جالبي نيز مي تواند ياشد و آن توليد ماده ? پاد ماده است که تحت عنوان تابش هاوکينگ مطرح شده است. شکل زير اطلاعات در مورد مهبانگ و درون سياه چاله ها با توجه به نظريه بيگ بنگ، جهان در 14 بيليون سال پيش از يک توده فوق العاده داغ و چگال آغاز شده است. پس از آن جهان به طور مداوم شروع به گسترش کرده و در حال سرد شدن است. و تمام جهان سرشار از نورهاي ساطع شده از مهبانگ است. نوري که اکنون به ما مي رسد، حدود 14 بيليون سال در راه بوده است. بنابراين به ما اين امکان را مي دهد که ازدل زمان عبور کرده و نگاهي به گذشته بيندازيم و دوران ابتدايي عالم را ببينيم چگالي چهان Density of universe Mass of universe توجه شود که ارقام فوق تقريبي است، اما نتيجه اي که از آنها مي خوهيم بگيريم، عميقتر از اهميت درستي يا نادرستي ارقام فوق است و هنگاميه جهان در هم فرو خواهد ريخت در اين حالت تمام شواهد نشان مي دهد که جهان در حال انقباض است.نخست نور دريافتي از ستارگان به طرف آبي جابجا مي شوند.فاصله بين اجسام در حال کاهش است. بنابراين فاصله بين زمين و ماه کاهش مي يابد، ماه به زمين وصل مي شود. زمين و ساير سيارات در خورشيد سقوط مي کنند. فشار گرانش افزايش مي يابد. خورشيد وستاره ي آلفا قنطورس (نزديکترين ستاره به خورسيد) يکديگر را جذب مي کنند. فاصله ها به سرعت کاهش مي يابد. حجم جهان کاهش مي يابد و شدت گرانش و فشار آن افزايش مي يابد چه اتفاقي براي اتمها مي افتد؟ شعاع مدار اتمها کاهش مي يابد. الکترونها در هسته سقوط مي کنند. بنابراين تنها هسته ها باقي مي مانند. همچنين ممکن است حجم هسته ها نيز کاهش يابد. اما ما هيچگونه شاهدي بر اين امر نداريم. لذا اجازه بدهيد با توجه به چگالي هسته بحث را ادامه دهيم چگالي هسته 2x1017 kg/m3 فرض کنيم جهان کاملاً درهم فرو ريزد. بنابراين با توجه به چگالي هسته حجم جهان را حساب مي کنيم حجم جهان Vo=M/D=8.5x1043 m3 آنگاه شعاع جهان برابر خواهد شد با Ro=2.7x1014 m و اين يک سياه چاله ي مطلق است سياه چاله مطلق با توجه به نظريه سي. پي. اچ. همه چيز از سي. پي. اچ. ساخته شده است. همچنين هسته ها نيز از سي. پي. اچ. ساخته شده اند. سي. پي. اچ. ها در هسته اتم اسپين دارند و در کنار يکديگر حرکت مي کنند. سي. پي. اچ. داراي اسپين و حرکت انتقالي است. بطوريکه gradVc=0 in all inertial frames and any space فرض کنيم يک سي. پي. اچ. داراي سرعت انتقالي و اسپين v, sهنگاميکه سرعت انتقالي آن به سمت صفر ميل مي کند، اسپين آن به ماکزيمم مي رسد. هنگاميکه فشار گرانش خيلي افزايش يابد، فاصله بين سي. پي. اچ. ها کاهش مي يابد. هيچ جسم يا ذره اي حتي نور و ساير امواج الکترمغناطيسي نمي تواند از ميدان گرانش آن بگريزد. شکل زير در اين حالت سرعت انتقالي سي. پي. اچ. نزديک به صفر است. مهبانگ (بيگ بنگ ) از سياه چاله اي نظير آن بوجود آمده است. با توجه به معادله زير ما مي توانيم درک خوبي از مهبانگ داشته باشيم فرض کنيم شدت گرانش به قدري باشد که اسپين سي. پي. اچ. ها در سطح يک سياه چاله به حداکثر ممکن برسند، يعني سرعت انتقالي آنها بسمت صفر ميل کند. چنين سياه چاله اي يک سياه چاله ي مطلق است. در اين حالت سياه چاله حالت بحراني خواهد داشت و با افزايش شدت ميدان گرانشي آن، سي. پي اچ. از نيروي خارجي تبعيت نمي کند و سياه چاله ي مطلق منفجر مي شود در لحظات اوليه سي. پي. اچ. ها با سرعت Vc مي گريزند و اثر گرانش در همه جا گسترش مي يابد. با توجه به اينکه شعاع جهان در اين حالت از رابطه زير به دست مي آيد Ro<<2.7x1014 m و با توجه به سرعت سي. پي. اچ. جهان در چند ثانيه شديداً منبسط مي شود. اما در آنجا ماده و انرژي وجود ندارد. در اين وضعيت تنها سي. پي. اچ. است که با سرعت انتقالي Vc در فضا منتشر مي شود. اما سي. پي . اچ. ها با يکديگر داراي کنش متقابل هستند و يکديگر را جذب مي کنند. سي. پي. اچ. ها اسپين مي گيرند و کوانتوم هاي کوچک انرژي شکل مي گيرند. آنگاه امواج الکترومغناطيسي ظاهر مي شوند. اين مرحله در يک مدت زمان بسيار طولاني اتفاق مي افتد. بتدريج انرژي در مدت هاي کوتاه تري توليد مي شود. و مقدار زيادي کوانتوم هاي بزرگ انرژي ظاهر مي شود حال به مرکز انفجار توجه فرماييد. مرکز سياه چاله مطلق نظير مرکز ساير اجسام بزرگ است و فشار گرانش در آنجا تقريباً صفر است. بنابراين هنگاميکه جهان (سياه چاله مطلق) منفجر مي شود، مرکز آن تحت فشار شديد از همه ي اطراف قرار مي گيرد. شکل زير در ثانيه اول انفجار کنش و واکنش ها در مرکز جهان بسيار شديد است. مقادير متنابهي انرژي تشکيل مي شود و به ماده و پاد ماده تبديل مي شوند. بتدريج گرد وعبار و اجسام ظاهر مي شوند. با انبساط جهان اندازه اتمها نيزافزايش مي يابد. M.H.Dalvand.2005 منابع: بين ذرات بنيادي چهار نوع نيرو عمل مي كنند كه آنها را نيروهاي بنيادي يا اوليه مي نامند : 1- نيروي پر قدرت كوارك : كه نيروي رنگ نيز ناميده مي شود از جدا شدن بيش از حد كواركهاي داخل هسته از يكديگر و يا حتي از پرت شده آنها به خارج جلوگيري مي كند . نيروني پر قدرت كوارك يا نيروق قوي از طريق ذرات مبادله كننده يا به اصطلاح گلوئون ها انتقال مي يابدكه بين كواركها در پرواز هستند اين نيرو مانند چسب پيوستگي بين كواركها را تضمين ميكند نيروي هسته اي كه پروتونها و نوترونها را در هسته اتم به هم پيوسته نگاه مي دارد در واقع نيروي بنيادي نيست بلكه نيرويي است كه از نيروي رنگ كواركها(يعني قويترين نيرويي كه به اشاره مي شود) به دست مي آيد. 2- نيروي الكترومغناطيسي: اين نيرو كه صحبت از بارهاي الكتريكي به ميان مي آيد ظاهر مي شود يك ذره داراي بار الكتريكي مثبت به وسيله يك ذره مثبت ديگردفع و به سوي يك ذره داراي با ر الكتريكي منفي جذب مي شود اين نيرو توسط فوتونها يا ذرات نوري مبادله مي شود و در نتيجه اين ذرات نوري كه بين ذرات بار دار در پرواز هستند به يكديگر متصل مي شوند. 3- نيروي ضعيف :بسياري از ذرات نسبت به هيچ يك از دو نروي ياد شده در بالا يعني نيروني قوي كوارك و نيروي الكترو مغناطيسي واكنش نشان نمي دهند از آن ميان ذراتي هستند كه فاقد با ر اكلتركي و رنگ هستن براي اين گونه ذرات يك نيروي بنيادي ديگر وجود دارد كه در فاصله هاي خيلي خيلي كم كارگر است و بدون 4 -روش ديگري نيز براي پژوهش در ساختا ر ماده وجود دارد : در اين روش الكترونها يا پروتونهاي شتابدار را با ذرات ديگر برخورد مي دهند و يا باز هم بهتر از آن سنگ بناهاي بسيارپر شتاب را با يكديگر بر خورد مي دهند.انرژي رها شده از اين طريق ر ا مي توان بعداً براي ساخت ذرات جديد كه هنوز ناشناخته هستند به كار گرفت ،زيرا همان طور كه مي دانيد انرژي را مي توان به ماده تبديل كرد . به هر حال انسان براي اين كار نياز به ذرات باردار بسيار پر شتاب دارد كه اين ذرات در دستگاههاي كه اصطلاحاَ شتاب دهنده هاي انر ژي بالا ناميده مي شوند توليد شده و به سرعتهاي بسيار بالايي شتاب مي يابند. يك الكترون با با ر منفي جذب يك بار مثبت مي وشد در حالي كه يك بار منفي آن را دفع مي كند با كاربرد اين ويژگي مي توان شتاب يك الكترون را همواره بيشتر از قبل كرد . به اين ترتيب كه در جلوي الكترون يك بار مثبت و در پشت آن يك بار منفي ايجاد مي شود . در شبتابدهنده هاي خطي الكترونها يكي پس از ديگري از ميان سيلندرهاي فلزي متعددي به پرواز در مي آيند . با برقراري يك ميدان الكتريكي متناوب مي توان شرايطي ايجاد كرد كه هميشه سلندري كه در جلوي الكترون قرار دارد داراي با ر مثبت و سيلندر پشت الكترون داراي بار منفي باشد . سيلندري كه ذره پشت سر مي گذارد آن را به جلو پرتاپ مي كند و سيلندري كه در جلو ذره قرار دارد آن را به طرف خود جذب مي كند به گونهاي كه ذره همواره پرشتابتر مي شود و انرژي جنبشي بيشتري مي گيرد . روشن است كه به همين طريق مي توان ذرات ديگر را نيز شتاب داد. در شتاب دهنده هاي سينكروتون الكتروني كه به عنوان مثال در موسسه" دسي" وجود دارد ابتدا الكترونها در يك شتابدهنده خطي شتاب گرفته آنگاه به داخل يك شتابدهنده حلقوي هدايت مي شوند . قطر اين شتابدهنده حلقوي بيشتر از صدها متر مي شود اين شتابدهنده به صورت يك تونل حلقوي است . در اين تونل بسرعت الكترونها تحت تاثير ميدانهاي الكتريكي (ميدانهاي الكتريكي چندين ميليون ولتي ) به طور مداو م افزايش مي يابد و براي اينكه الكترونها از مدار حلقوي خود خارج نشوند و در اين مدارها باقي بمانند پلهاي مغناطيسي در مسير تونل ايجاد شده اند . در پايان اين الكترونها ي شتابدار به طور كنترل شده از مسير حلقوي خود خارج شده براي آزمايشهاي گوناگون به كار گرفته مي شوند .در اين آزمايشها الكترونهاي پر شتاب به سمت ذرات ديگري كه اصطلاحاً "هدف " نام دارند رانده مي شوند و با آنها بر خور د مي كنند ،الكترونها در مسير حلقوي خود تا حدود سرعت نور شتاب مي يابند و به عبارت ديگر در مدت يك هزارم ثانيه 300كيلو مسافت را پشت سر مي گذارند . جرم آنها در اين حالت تا چندين هزار برابر افزايش مي يابد .تونلهاي حلقوي كه در آنها امكان برخورد دادن جبهه اي يا رو در روي ذرات بسيار پر شتاب با يكديگر وجود دارد به ويژه باري اين كار مناسب و موثر هستند مجموع انرژي جنبشي اي كه به اين شكل از برخورد دو ذره حاصل مي شود براي ايجاد ماده سنگ بناهاي شناخته شده و يا ناشناس در اختيار ما قرار دارد. "آلبرت اينشتين " در زمان خود تلاش بسيار كرد كه تمام نيروهاي طبيعي را در يك نيروي اوليه خلاصه كند . امروز حدود 30سال پس از در گذشت او فيزيكدانها موفق شده اند نشان دهنده كه در درجه حرارتها و انرژيهاي بسيار بالاتفاوت بين نيروي الكتروو مغناطيسي و نيروي ضعيف از بين مي رود امكان دارد كه در در جه حرارتها و انرژي ذره اي خيلي بالتر تفاوت بين نيروي قوي و نيروي ضعيف و همچنين تفاوت بين "لپتونها " و "كواراكها " نيز از بين برود به گونه اي كه فقط يك ذره اوليه و يك نيروي اوليه وجود داشته با شد . چنين روابطي را حتي با بزرگترين شتابدهنده ها نيز نمي توان برقراركرد ولي "فرضيه وحدت نيروها " احتمالاَ مي توانسته مدت بسيار كوتاهي پس از "انفجار اوليه " وجود داشته باشد يعني زماني كه هنوز تمام كيهان به صورت يك گو ي آتشين فوق فشرده و داراي بار انرژي عظيمي بوده است . در قلمرو كوچكترينها هنوز مطالب قابل پژوهش زيادي وجود دارد . مثلا فيزيكدانهاي قرن 21 مي توانند اين پرسش را مطرح كنند كه آيا كواركها و الكترونها هم از ذرات كوچكتري ساخته شده اند ؟ تا يافتن پاسخي باري پرسشهاي مطرح شده در اين زمينه بايدبه اين نتيجه غير قطعي اكتفا كنيم كه : 12ذره بنيادي اوليه يعني نوع 6نوع كوارك و 6نوع لپتون وجود دارد كه از آنها فقط 3ذره در ساختار جهان نقشي را به عهده دارند . که در اصل مقام خدایی داشتند. قانون دوم کپلر به سرعت متغیر سیاره در نقاط مختلف مدارش است سیاره در نزدیکترین فاصله خود به خورشید بیشترین سرعت ودر دورترین فاصله از خورشیدکمترین سرعت راداشت. این نکته هم سبب حیرت می شد.زیراباوقار ومتانت سیاره مغایربود که گاهی شتابان وگاهی خرامان حرکت کند. قانون سوم کپلراز این لحاظ مهم بود که حرکت سیارات مختلف را نسبت به هم می سنجید . این قانون می گوید اگر فاصله متوسط یک سیاره نسبت به خورشید به توان۳برسانیم وبر توان۲دوره آن تقسیم کنیم در مورد همه ی سیارات به یک اندازه است. سه قانون کپلر از رویدادهای بسیار مهم علم است که به طور کامل تقدس دایره هارا در هم شکست . نوشته شده توسط حسن دهقانی سوی آن امتداد دارند،وقدمتی به اندازه کل عالم دارند در میان تمامی پدیده های عجیب و غریب و شگفت انگیز در پهنه کائنات،بدون شک ریسمان های کیهانی جایگاهی ویژه دارند،ریسمان هایی از انرژی خالص به طول چند میلیارد سال نوری و ضخامتی کمتر از یک پروتون.چگالی این ریسمانها به حدی است که فقط یک متر از آنها جرمی به اندازه کل یک قاره دارد.این ریسمانهای کیهانی به واسطه انرژی آزادشده در لحظه آفرینش جهان به ارتعاش در آمده اند و ارتعاش آنها هنوز هم ادامه دارد.این ریسمانها با سرعتی نزدیک به سرعت نور در پهنه کیهان در حال حرکتند و با حرکت و ارتعاشات خود فضا وزمان را به لرزه در می آورند. هرچند سر و کله این ریسمان های شگفت انگیز تقریبا از ۳۰ سال پیش در نظریات فیزیکدانان پیدا شده بود،اما با پیشرفت و تحولات شگرفی که به خصوص در چند سال اخیردر عرصه کیهان شناسی به وقوع پیوسته است،نظریات جدیدی در ارتباط با ریسمان های کیهانی مطرح شده اند که وجود چنین ریسمان هایی را بیش از پیش تایید می کنند.در واقع،اکنون تقریبا در تمامی مدل سازی های رایانه ایکه برای شبیه سازی وضعیت جهان اولیه انجام می شوند،سر وکله این ریسمان ها هم ظاهر میشود.بنابراین اگرچه چنین ریسمان هایی هنوز در پهنه کیهان مستقیما مشاهده نشده اند،اما کیهان شناسان اطمینان دارند که این ریسمان های اسرار آمیز باید جایی در گستره کائنات داشته باشند. ریسمان های کیهانی قادرند بسیاری از مسائل لا ینحل مطرح در کیهان شناسی را حل کنند.به عنوان مثال،به کمک این ریسمان ها می توان نحوه شکل گیری میدان های مغناطیسی پهناور در جهان،معمای چگونگی پرتو افشانی ستاره ها در جهان اولیه و منشا پرتو های کیهانی با انرژی فوق العاده بالا راتوضیح داد. از همه این ها جالب تر اینکه با پیدا کردن یک رشته از این ریسمان های اسرار آمیز می توان به اطلاعاتی در مورد بنیادی ترین اجزای سازنده جهان پی برد.چرا که ریسمان های کیهانی در واقع ممکن است پسر عموهای غول پیکر همان ریسمان های فوق العاده کوچکی باشند که طبق نظریه ریسمان ها،بنیاد تمام ماده و انرژی جهان را تشکیل می دهند. ایده وجود ریسمان های کیهانی برای نخستین بار در سال۱۹۷۶ توسط "تام کیبل" فیزیکدان نظری امپریال کالج لندن مطرح شد بنابر مدل کیبل این ریسمان ها در واقع شکستگی های یک بعدی در ساختار فضا-زمان هستند که اندک زمانی پس از مه بانگ شکل گرفته اند.داستان از این قرار است که هنگامی که جهان داغ اولیه شروع به خنک کردن کرد،دچار یک سری تغییر فاز شد.بدین ترتیب غوغای جهان اولیه که پر از ذرات سنگین بود،نهایتا با "منجمد شدن" جهان آرام گرفت و عالم به شکل نسبتا آرامی که امروزه مشاهده می کنیم تبدیل شد. کیبل دریافت که ساختار فضا- زمان باید در طی این انجماد سریع عالم دچار شکستگی هایی شده باشد. ایده کیبل در سال ۱۹۸۰ به شدت از سوی کیهان شناسان مورد استقبال قرار گرفت،چرا که آنها به این نتیجه رسیده بودند که وجود چنین شکستگی هایی در ساختار جهان می تواند منجر به شکل گیری کهکشان ها و خوشه های کهکشانی شده باشد. در این میان خصوصا شکستگی های یک بعدی -یا همان ریسمانهای کیهانی - بسیار جالب توجه بودند.چرا که گرانش آن ها دقیقا برای ایجاد هسته خوشه های کهکشانی مناسب بود.اما متاسفانه این شور واشتیاق در اواخر دهه ۱۹۹۰ یعنی هنگامی که امکان مطالعه دقیق تر تابش زمینه میکروموج کیهانی برای اخترشناسان فراهم شد،فروکش کرد. این تابش که در زمانی که تنها ۴۰۰۰ هزار سال از عمر جهان سپری شده بود در پهنه کیهان پراکنده شد.نحوه توزیع ماده را در عالم در آن دوران نشان می دهد.اندازه گیری های مختلفی که توسط بالون ها و گیرنده های رادیو زمینی از این تابش انجام گرفت،نشان می دهد که الگوی این تابش پیچیده تر از آن است که صرفا به کمک ریسمان های کیهانی قابل توجیه باشد.(این نتیجه گیری چند سال بعد توسط کاوشگر ناهمسانگردی میکرو موج کیهانی ویلکینسون ناسا موسوم به WMAP نیز تایید شد) به جای آن ،الگوی این تابش باپیش بینی های مدل تورمی -که بر اساس آن جهان در بدو پیدایش خود،یک دوران انبساط فوق سریع را پشت سر گذاشته است -به خوبی انطباق داشت.بر اسا مدل تورمی ،این انبساط فوق سریع،افت وهای کوچک مقیاس کوانتومی جهان اولیه را به حدی گسترده کرد که نهایتا هسته های اولیه کهکشان ها و ابر خوشه های کهکشانی را که امروزه مشاهده میکنیم تشکیل دادند.بنابر این از آنجا که برای تبیین مدل های کیهان شناسی دیگر نیازی به ریسمان های کیهانی احساس نمی شد،این ریسمان های اسرار آمیز برای مدتی به فراموشی سپرده شدند. اما به تازگی کیهان شناسان به شاهدی دست یافته اند که آن ها را از این خواب عفلت بیدار کرده است.شواهد مزبور حاکی از آن است که الگوی تابش زمینه میکرو موج کیهانی برخلاف تصور قبلی،امکان وجود ریسمان های کیهانی را منتفی نمی کند بلکه صرفا حد بالایی را برای تعداد ریسمان هایی که می توانند در پهنه کیهان وجود داشته باشند،تعیین می کند. در واقع بر اساس یافته های جدید،ریسمان های کیهانی به تنهایی میتوانند تا ۱۰ درصد از سهم انرژی کل جهان را به خود اختصاص دهند. اما از این متقاعده کننده تر آن است که بهترین نظریاتی که اکنون در مورد جهان اولیه در دست داریم،همگی بر وجود این ریسمان های کیهانی اتفاق نظر دارند. بر اساس این نظریات تا هنگامی که بیش از ۳۵- ۱۰ ثانیه از لحظه آفرینش جهان سپری نشده بود.فقط یک ابر نیروی واحد بر پهنه کیهان حکمرانی می کرد.اما با انبساط عالم و سرد شدن آن ،این ابر نیرو به سه نیروی به ظاهر متفاوت یعنی نیروی هسته ای قوی (که کوارک ها را در کنار هم نگاه می دارد) ،نیروی هسته ای ضعیف (که عامل واپاشی رادیو اکتیو است) و نیروالکترو مغناطیسی تبدیل شد.این تبدیل طی یک سری فرآیندهای سریعی صورت گرفت که مجموعا به انبساط فوق سریع عالم موسوم به انبساط تورمی منجر شد.در آن دوران علاوه بر نیروهای شناخته شده فعلی ،میدان های نا شناخته دیگری نیز از دل آن ابر نیرو پدید آمد که هنوز توسط بشر کشف نشده اند.جهت این میدان های ناشناخته در انرژی فوق العاده بالای جهان اولیه به راحتی و آزادانه می توانست تغییر کند. اما با سرد شدن عالم،این میدان ها نیز منجمد شدند و جهت ثابتی پیدا کردند. استفن باترز بای ترجمه:شهاب شعری مقدم منبع: ۲۰۰۸ New Scientist ،۲۴ february بازم در مورد این ریسمان های اسرار آمیز مطلب میذارم به نظرم خیلی جالبن...![]()
در جستجوي ستارگاني كه هنوز ستاره نشده اند
دكتر فرهاد يوسف زاده در گفتگو با جام جم:
چشمان تيزبين دانشمند ايراني سال هاي سال است كه قلب كهكشان راه شيري و رموز بي شمار آن را نشانه رفته است. پروفسور فرهاد يوسف زاده، استاد ايراني دانشگاه نورت وسترن آمريكا، محقق و ستاره شناس سرشناسي است كه طي دو دهه گذشته با كوله باري از تجارب ارزنده از جمله همكاري نزديك با ناسا در طرح هاي اكتشافاتي فضا، تمركز عمده خود را روي بقاياي ابرنواخترها، امواج راديويي فضايي و از همه مهمتر شكل گيري ستارگان معطوف كرده است. با اين حال، وي اكنون در آستانه ايجاد تحولي تاريخي در دانش نجوم دنياست. او با طرح پارادوكسي جنجالي درخصوص ارتباط منطقي ميان وجود سياهچاله ها و پيدايش ستارگان در اطراف آنها، اكنون از تحقيقات بي سابقه اي درخصوص ستارگان جواني صحبت مي كند كه تنها در حدود 30 تا 40 هزار سال سن دارند و هنوز به معناي واقعي ستاره نشده اند. در زير گفتگوي جام جم با اين استاد برجسته نجوم را مطالعه مي كنيد.
طي سال هاي اخير فعاليت هاي گسترده اي در عرصه نجوم و سياهچاله ها داشته ايد. ابتدا كمي درباره اين تحقيقات صحبت كنيد.
عمده كارهاي من طي سال هاي گذشته فعاليت هاي تحقيقاتي روي سياهچاله ها بوده است و اكنون با گذشت بالغ بر 2 دهه از آغاز اين تحقيقات با استفاده از چندين تلسكوپ قدرتمند و به صورت همزمان، يك سياهچاله را زير نظر گرفته ايم. سياهچاله ها بسيار فعالند و از نظر ساختار و رموزي كه در دل آنها نهفته، پيچيدگي هاي خاص خود را دارند. اين مساله موجب شده ترجيح دهم سمت و سوي فكري خود را روي تنها سياهچاله اي كه در مركز كهكشان راه شيري قرار گرفته است، معطوف كنم. شايد برايتان جالب باشد بدانيد برخي سياهچاله ها تا چند برابر خورشيد عظمت دارند، اما در هر كهكشان يك ابر سياهچاله وجود دارد كه وزن آنها بين 4 ميليون تا 4 ميليارد برابر خورشيد است. ابر سياهچاله اي كه در كهكشان راه شيري وجود دارد از جهات گوناگون قابل توجه است. نزديكي زياد زمين به اين سياهچاله از جمله عواملي است كه دانشمندان و اخترشناسان را به تحقيق و بررسي ذره بيني آن تحريك كرده. اما اين تمام ماجرا نيست.
يعني شما عقيده داريد ابر سياهچاله كهكشان راه شيري داراي ويژگي هاي منحصر به فردي است؟
كشش گازها و افتادن در سياهچاله ها موجب پيدايش ديسك يا صفحه اي مي شود كه مدت هاي طولاني است ذهن اخترشناسان را به خود مشغول كرده بود. چيزي كه اكنون ذهن ما را مشغول كرده اين است كه آيا واقعا ديسك يا صفحه اي شكل مي گيرد يا نه؟ از آن گذشته، هميشه اين گونه بوده است كه از ابرسياهچاله ها، جتي (از گازها) توليد مي شود، اما نكته حيرت آور اين است كه در ابرسياهچاله كهكشان ما اثري از پيدايش جت ديده نشده است. از اين رو پرسش ديگري به دهها و صدها پرسش بي پاسخ موجود افزوده مي شود. از اين رو مي خواهيم بدانيم كه مكانيسم دقيق شكل گيري اين جت چگونه است و چرا اثري از آن در كهكشان راه شيري ديده نمي شود. حال نكته مهم ديگري كه بايد مد نظر داشت اين است كه با يافتن پاسخ قانع كننده درباره اين پرسش كليدي، چگونگي شكل گيري ستاره ها در اطراف سياهچاله ها مشخص خواهند شد.
آيا مي توان اين گونه متصور شد كه با بررسي ابرسياهچاله كهكشان راه شيري به سرنخ هايي درباره ديگر ابرسياهچاله ها نيز دست يافت؟
بهتر است كمي به عقب بازگرديم. كهكشان هاي فعال داراي سياهچاله هاي بزرگ تري هستند كه شكل گيري جت در آنها نيز بالاست. حال نگاهي به كهكشان خود (راه شيري) مي اندازيم. اين كهكشان از نوع كهكشان هاي نرمال است با اين حال، نبايد اين ويژگي مهم را از ياد برد كه فاصله ما با آن بسيار كم است. هر كدام از سياهچاله ها ويژگي هاي خاص خود را دارند و درخصوص كهكشان راه شيري نيز مي توانم به اين نكته اشاره كنم كه تاكنون پديده هايي را در آن رصد كرده ايم كه در ديگر سياهچاله ها و ابرسياهچاله ها به ندرت ديده مي شوند.
شما پارادوكسي را درخصوص ارتباط سياهچاله ها و شكل گيري ستارگان مطرح كرده ايد كه براي دانش كيهان شناسي دنيا جالب توجه بوده است. اكنون چه پاسخ هايي براي آن ارائه كرده ايد؟
بالغ بر 25 سال است مي دانيم گازهايي در اطراف سياهچاله ها با فاصله حدود 5 سال نوري از آنها مي چرخند. مساله مهم اين است كه ستارگان جواني نيز در اطراف آنها ديده شده اند. اين نكته همواره براي دانشمندان و اخترشناسان حيرت انگيز بوده است كه اين ستارگان چگونه و در كجا شكل گرفته اند؟ آيا جاي ديگري شكل گرفته و به اين نقطه يعني اطراف سياهچاله مهاجرت كرده اند يا همان اطراف حيات يافته اند؟ پارادوكس موجود اينجا شكل مي گيرد كه نيروهاي كششي موجود در اطراف سياهچاله ها مانع سقوط گاز و شكل گيري ستارگان مي شوند. پس سر و كله اين ستارگان از كجا پيدا شده است؟
و شما نظريه مهاجرت آنها را رد كرده ايد. چرا؟
نمي توان گفت اين ستارگان جوان از جاي ديگر به اين نقطه مهاجرت كرده اند؛ چون اگر مساله به اين شكل بوده است، بايد شاهد ستارگان بسيار پيري باشيم؛ اما نكته جالب توجه جوان بودن اين ستارگان است.
و كار اصلي شما بررسي اين ستارگان جوان بوده است؟
كاري كه ما كرده ايم، استفاده از تكنيك هاي راديويي براي جستجوي دقيق ستارگان بسيار جوان بوده است. اين ستارگان در دل گاز هاي اطراف سياهچاله قرار دارند و پس از بررسي هاي دقيق به اين موضوع پي برديم كه اين ستارگان همان جا حيات يافته اند و چيزي به نام مهاجرت آنها در ميان نيست؛ البته اين نظريه تقريبا قطعي است. حال اين سوال نيز مطرح مي شود كه چرا اين گازها در سياهچال بلعيده نشده اند؟ پاسخ ما به اين پرسش نيز اين است كه چگالي اين گازها بسيار بالاست و از اين رو سياهچاله نتوانسته آنها را متلاشي كند.
اكنون در چه مرحله اي قرار داريد و چه برنامه اي براي آينده در نظر گرفته ايد؟
طي 2 سال گذشته مقالات متعدد و تحقيقات گسترده اي درباره اين مساله ارائه شده است؛ اما به نظر من كافي نبوده اند.
من با استفاده از نتايجي كه از بررسي هاي قبلي خود كسب كرده ام، يك گام ديگر رو به جلو برداشته و تلاشي بي سابقه براي پيداكردن ردي از ستارگان بسيار جواني آغاز كرده ام كه 30 تا 40 هزار سال بيشتر عمر ندارند.
اين ستارگان بسيار جوان دقيقا در نخستين مرحله شكل گيري خود قرار دارند و از اين رو بهترين فرصت براي بررسي فرآيند مرموز پيدايش ستارگان در اطراف سياهچاله ها محسوب مي شوند. آنچه در تحقيقات ما بيشتر به چشم مي خورد، مشخص شدن نتايج نهايي آنها تا حدود 2 سال ديگر است و آن زماني است كه بسياري از رموز فعلي برملاخواهند شد.
□
![]()
![]()
هدف تربیت کارشناس در صنایع هواپیما و هلیکوپترسازی و فردی آشنا به مقدمات و اصول مهندسی هوافضا است. طول متوسط دوره 4 سال است. دانشجویان موظفند 3 واحد پروژه بگیرند و 2 تابستان در دفاتر مهندسی صنایع مربوط کارآموزی کنند. فارغالتحصیلان کادر مورد نیاز محاسبات ، طراحی، تحقیقات و ساخت صنایع مختلف هواپیمایی، هلیکوپترسازی، موشکی و صنایع دیگر را تامین میکنند. دروس این مجموعه شامل دروس عمومی، پایه، اصلی، تخصصی، کارگاهی و کارآموزی است و زمینههایی چون آیرودینامیک، سازه هوایی، مکانیک پرواز و جلوبرندهها را در بر میگیرد. پایههای اصلی لازم برای تحصیل در این رشته ریاضیات، فیزیک و زبان خارجی است. برای فارغالتحصیلان این رشته امکان ورود به دوره کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا وجود دارد. باید توجه داشت که صنایع هوافضا در دنیا یکی از پیشروترین زمینههای تحقیقاتی است و همواره موجبات ترقی و جهش در سایر رشتههای علوم و مهندسی را فراهم ساخته و در این راستا بودجههای عظیم نظامی و غیرنظامی را به خود اختصاص داده است، موضوعاتی از قبیل طراحی و ساخت هلیکوپتر، هواپیمای بدون سرنشین، هواپیمای بدون موتور، هواپیمای عمود پرواز و یا جنگنده از یک طرف و ساخت پایگاههای فضایی، مسافرت به کرات دیگر و جنگ ستارگان از طرف دیگر جامعیت و حساسیت این رشته را بیش از پیش روشن میساز.د
دکتر کامران رئیسی استاد رشته مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی امیرکبیر در معرفی این رشته میگوید: مهندسی هوافضا مجموعهای از علوم و تواناییهای علمی و عملی در زمینه تحلیل، طراحی و ساخت وسایل پرنده نظیر هواپیماها، چرخبالها، گلایدرها، موشکها و ماهوارهها است. این رشته بر چهار پایه آیرودینامیک 1 ، جلوبرندگی 2 ، مکانیک پرواز 3 و سازههای هوافضایی استوار است.
وی در توضیح چهار پایه علمی این رشته میگوید: «آیرودینامیک» به مطالعه و بررسی جریان هوا، محاسبه نیروها و گشتاورهای ناشی از آن بر روی جسم پرنده میپردازد و مهندس هوا فضا با فراگیری این علم به تحلیل جریانهای پیچیده در اطراف اجسام پرنده پرداخته و با به دست آوردن نیروهای آئرودینامیکی امکان بررسی پایداری و طراحی سازه را فراهم میکند.
«جلوبرندگی» به مطالعه و بررسی سیستمهای جلوبرنده اعم از موتورهای پیستونی ، توربینی ، راکتها و نحوه تولید نیروی رانش در آنها میپردازد.
«مکانیک پرواز» به مطالعه و بررسی رفتار و حرکات جسم پرنده با استفاده از اطلاعات آئرودینامیکی ، هندسی و وزنی میپردازد و در واقع علم مکانیک پرواز از «عملکرد» تشکیل میشود و «عملکرد» به بررسی برد، مسافت نشست و برخاست، مداومت پروازی در سرعتهای مختلف و پایداری و کنترل وسایل پرنده میپردازد.
و در نهایت «سازههای هوافضایی» به مطالعه و بررسی سازههای هواپیما و دیگر وسایل پرنده میپردازد و هدف آن طراحی سازههایی است که علاوه بر استحکام کافی در برابر بارهای آئرودینامیکی و سایر بارهای استاتیکی وارد بر وسایل پرنده، حداقل وزن ممکن را نیز داشته باشند.
یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد این رشته نیز مهندسی هوا فضا را علمی استراتژیک میداند که در آن از همه علوم از جمله متالوژی ، کامپیوتر و الکترونیک استفاده میشود و هدف آن تربیت کارشناسانی است که کادر مورد نیاز محاسبات ، طراحی ، تحقیقات و ساخت صنایع مختلف هواپیمایی، چرخبالسازی و موشکی را تامین سازند. به همین دلیل دانشجویان این رشته موظف هستند که در طی تحصیل 3 واحد پروژه بگیرند و در تابستان نیز در دفاتر مهندسی صنایع مربوط کارآموزی بکنند.
در مورد مشکلات و دشواریهای شغلی فارغالتحصیلان این رشته نیز دکتر رئیسی میگوید: مهمترین مشکل این رشته جدید بودن آن است و این که هنوز برای آن برنامهریزیهای لازم به صورت کلان تدوین نشده است و در نتیجه پراکندهکاری در این رشته زیاد است و در کل جذب نیروی انسانی از کانال صحیحی انجام نمیگیرد وگرنه عمدتا فارغالتحصیلان این رشته از نظر بازارکار مشکلی ندارند.
همانطور که پیش از این گفتیم هدف اصلی صنعت هوافضا طراحی و ساخت وسایل پرنده است، در نتیجه فارغالتحصیلان مهندسی هوافضا میتوانند در صنایع و موسسات تحقیقاتی هواپیمایی ، موشکی و ماهواره فعالیت بکنند و همچنین در کلیه موسسات و سازمانهایی که به نحوی از وسایل پرنده استفاده میکنند، به عنوان کارشناس تحقیق در عملیات و تعمیر و نگهداری خدمت کنند. اما علاوه بر اشتغال در مراکز فوق یک مهندس هوافضا با تسلط بر علوم آئرودینامیک، طراحی سازه و روشهای طراحی توربو ماشینها توانایی کار در شاخههای متعددی از مهندسی و پروژههای خارج از حیطه صنایع هوافضایی را نیز دارد.
دکتر رئیسی در همین زمینه میگوید: کاربرد زمینههای مطالعاتی یک مهندس هوافضا تنها به طراحی هواپیما و وسایل پرنده محدود نمیشود. برای مثال آئرودینامیک خودروهااز برخی جهات شباهت زیادی به آئرودینامیک هواپیما دارد و امروزه در اغلب صنایع خودروسازی با استفاده از تونل باد و علم آئرودینامیک ، خودروهای کم مصرفتری میسازند. فرایند سیستمهای کنترل صنعتی نیز با فرایندهای طراحی کنترل در وسایل پرنده بر یک مبنا است و همچنین سازه اتومبیل و کشتی مشترکات زیادی با سازه یک هواپیما دارد و بالاخره توربینهای گاز یک نیروگاه یا ایستگاه پمپ گاز همانند یک موتور جت تحلیل و طراحی میگردند. در نتیجه یک مهندس هوافضا علاوه بر شرکتهای هوایی در نیروگاهها، صنایع نفت و گاز و صنایع خودروسازی فرصتهای شغلی خوبی دارد.
دکتر رئیسی همچنین معتقد است که دانشجوی این رشته باید در کارهایش نظم و برنامهریزی داشته باشد چون حجم مطالبی که در طول یک ترم ارائه میشود، زیاد بوده و مطالعه آنها مستلزم یک برنامهریزی دقیق میباشد.
وی در مورد دروس مهم در این رشته نیز میگوید: زیربنای این رشته ریاضیات است و همچنین فیزیک و شیمی تا حدودی لازم میباشد و البته همینجا لازم است توصیه کنم که دانشآموزان اگر در درس زبان خارجی ضعیف هستند، وارد این رشته نشوند چون بیشتر دروس این رشته به زبان انگلیسی وابسته میباشد.
آقای جهانی دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هوافضای دانشگاه امیرکبیر نیز معتقد است که دانشجوی این رشته باید آمادگی کار در کارخانجات را داشته باشد. وی در توضیح میگوید: مهندسی هوافضا یک رشته فنی است و عموما کسانی که وارد رشتههای فنی میشوند، باید آمادگی کار در کارخانجات را داشته باشند و همچنین باید افراد قوی و دارای پشتکار وارد این رشته بشوند تا به یاری اراده قوی خود در پیشبرد این رشته نوپا موفق گردند.
امکان ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد در گرایشهای «جلوبرندگی ، مکانیک پرواز، سازههای هوایی ، آیرودینامیک ، هوافضا» میسر میباشد.
این رشته قبلا از زیرشاخههای مهندسی مکانیک بوده است لذا دارای تعداد واحدهای مشترک زیادی با رشته مهندسی مکانیک میباشد.
رشته مهندسی هوافضا نیازمند سرمایهگذاری کلان است و بیش از سایر صنایع از وضعیت اقتصادی کشور تاثیر میپذیرد یعنی اگر رشد اقتصادی خوبی داشته باشیم سرمایهگذاری در این بخش بیشتر میباشد و البته عکس این قضیه نیز صادق است.
دکتر مهدی سبزهپرور استاد مهندسی هوافضای دانشگاه امیرکبیر نیز با اشاره به فعالیت فارغالتحصیلان این رشته در بخش خصوصی میگوید: در سال 70 وزارت صنایع لایحهای به مجلس داد که بر اساس آن بخش خصوصی میتوانست در کشور فعالیتهایی در زمینه هوافضا انجام بدهد. از سال 72 نیز به صورت رسمی مجموعهای در وزارت صنایع متولی این کار شد و به صورت هدایتکننده شرکتها و مجموعههای بخش خصوصی فعالیت خود را آغاز کرد که حاصل این کار، تولیداتی مثل ساخت هواپیمای گلایدر بود که طراحی آن توسط فارغالتحصیلان همین رشته انجام شد و در حال حاضر نیز 10 فروند از این هواپیما تولید شده و با اخذ مجوزهای بینالمللی در باشگاههای سازمان هواپیمایی کشوری شروع به فعالیت کرده است. همچنین میتوان به پروژه طراحی و ساخت هواپیمای سبک موتوردار اشاره کرد که با موفقیت انجام شده و پروازهای آزمایشی را نیز انجام داده است و بالاخره پروژه هواپیمای سمپاش از پروژههایی است که به تازگی در کشور مطرح شده است.
حسین شاهوردی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر نیز میگوید: در حال حاضر در کشور ما به ساخت هواپیما به دلیل عدم سرمایهگذاری توجه زیادی نمیشود اما فارغالتحصیلان این رشته میتوانند در فرودگاهها در قسمت تعمیر و نگهداری هوایی و همچنین در صنایع دفاع روی طراحی موشک و جنگافزارها فعالیت بکنند.
علاوه بر اینها میتوانند روی آئرودینامیک خودروها، سازههای خودروسازی و تولید توربینهای بخار برای تولید برق کار بکنند. وی همچنین درمورد فعالیتهایی که دانشجویان این رشته در بخش خصوصی میتوانند انجام دهند، میگوید: فارغالتحصیلان این رشته میتوانند در شرکتهای خصوصی، هواپیماهای کوچک دو نفره و یا چهارنفرهای را که در دست ساخت است با استانداردهای بینالمللی تطابق داده و برای هواپیما گواهی پرواز یا تولید بگیرند.
منبع:دانشنامه رشد![]()
![]()
نظریه ی ذرات نوسان کننده
قرن بیستم را می توان دوران طلایی علم فیزیک دانست. انواع نظریات و پیش بینی های مختلف همراه با تجهیزات پیشرفته که سیل عظیمی از اطلاعات را در اختیار دانشمندان قرار می داد ظهور یافت. چنانکه این روند در قرن جدید نیز با سرعتی بیشتر در حال پیگیری است.
از جدیدترین نظریات فیزیک می توانبه نظریه ی ریسمان اشاره کرد. این نظریه ادعا می کند می تواند تمام پدیده های فیزیکی جهان را تفسیر نماید که البته با توجه به مبانی ان می توتند درست باشد. البته منتقدان هم به همین موضوع اشکال می گیرند. چون اگر تمام ذرات و پدیده های عالم از نوسان این ریسمان ها ایجاد شود در عمل نمی توان وجود انها را به این راحتی اثبات کرد . همچنین این موضوع یک حالت کلی است یعنی هنوز وارد شدن در بحثی که تمام جوانب ان کشف نشده است و بیان کلی از یک مطلب چندان درست نیست. چون ما تا نتوانیم تمام ابعاد عالم را کشف کرده و بر ان مسلط شویم نمی توانیم جزییات این نظریه را باز گویی کنیم. البته این نظریه توسط اثبات های ریاضی ارائه شده و نمی توان ان را کاملا رد کرد و در همین حالت کلی ان ایراد جدی وارد نمود.
اما برای بحث در این مورد از عمق مطلب وارد می شویم. همه ی ما می دانیم که در این نظریه تمام مطلب بر اساس نوسان این ریسمان ها شکل می گیرد. از یک ذره ی دارای جرم تا یک فوتون که حامل انرژی است. حال موضوع را اینگونه مطرح میکنیم که دو ذره ی ریسمان دفیفا چه اندازه انرژی را در فضا می توانند منتقل کنند . در این رابطه مقدار انرژی پایه ای که بدست می اید به این مقدار است.
e=h/t t: زمان پلانک h:ثابت پلانک
در این محاسبه انرژی پایه در کیهان مطرح می شود یعنی انرژی که میان دو ذره ی ریسمان ایجاد می شود.
اما اگر این انرژی را برای یک فوتون مورد بررسی قرار دهیم انرژی فوق را بر انرژی کوانتومی یک فوتون تقسیم میکنیم. در این حالت عدد بدست امده تعدادذرات ریسمان را که در گیر در این نوسان و انتقال فوتون بوده اند را مشخص می سازد. اما اگر همین تعداد فوتون را در فاصله ی پایه یا همان فاصله ی بین دو ریسمان که با ار مشخص شده ضرب کنیم طول موج فوتون فوق بدست می اید . یعنی تعداد ریسمانهایی که یک فوتون بااین طول موج را ایجاد کرده اند با عدد ان مشخص می شوند . مطلبی که در اینجا مهم است این است که هر چه تعداد این ریسمان ها کمتر باشد فوتون از انرژی کوانتومی بیشتری برخوردار خواهد بود .
n=h/t/hv 1/tv ضرب در r = طول موج
n ضرب در r = طول موج r : طول پلانک v :فرکانس فوتون
اما اینکه چگونه ذره ی باردار شتاب دار از خود موج الکترو مغناطیسی گسیل می کند را باید در نحوه ی نوسان ریسمان ها بررسی کرد. برای مثال وقتی ذره ای ساکن که از تعداد مشخصی ریسمان که در حال نوسان هستند تشکیل شده شتاب می گیرد (شتاب زیاد) این ریسمان ها به باقی ماندن در حالت سکون و به حفظ سرعت اولیه ی خود تمایل دارند. با شتاب این ذره تعدادی از این ریسمانها با شتاب ناگهانی نیروی مخالف با ان شتاب را به ریسمان خارج از ان منتقل می کنند و به این ترتیب یک موج الکترو مغناطیسی نوسان کننده از این ریسمان های خارج از جرم به وجود می اید . این توضیح بی شک یکی از قانون های انرسی است که حالت های دیگر ان نیز می تواند برای ریسمانها صادق باشد.
البته در این که تمام ریسمانها از یک نوع هستند جای شک است یعنی ممکن است دو نوع ریسمان وجود داشته باشد یکی حامل نیرو و دیگری جهت دهنده به ان نیرو
نگاهي به اطلاعات و ارقام مي تواند کمک کند تا پرده از برخي اسرار جهان بر داريم
عمر جهان
Age of universe
Universe is 13.7 billion years old
T=13.7x1012 years =4.3x1020 s
شعاع جهان
Radius of universe
R=1.6x1026 m
حجم جهان
Volume of universe
V=17.1x1078m3
D=10-18 kg/m3
جرم جهان
M=(density)x(volume), so;
M= 17.1x1060 kg
براي يک لحظه شتاب جهان و انبساط جهان را فراموش کنيد. حالا فرض کنيد جهان در حال فرو ريختن در خود است. چه اتفاقي خواهد افتاد؟![]()
منابع: فیزیک از آغاز تا امروز تحقیق از حسن دهقانی فوق لیسانس فیزیک نظری
مفهوم چهار نيروي بنيادي چيست ؟
شتاب دهنده چگونه كار مي كند؟
آيا ذره و نيروي اوليه وجود دارد؟
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



